پیدا





کل شهریور97تا 5مهر97

درخواست حذف اطلاعات

سلام بعده یه مدت با کلی خبر جدید برگشتم خبر اول اینکه 25شهریور دفاع و با یک نمره ای ک در مخیلاتم هم نمیگنجید پرونده م تموم شد...در توضیح این موضوع اینکه برای دفاع خیلی استرس داشتم...با اینکه نمره برام مهم نبود???? روز شنبه 24شهریور رفتم پیشش گفتم پاور پوینتم رو نگاه کنه که یک بند ب مدت دو ساااعت ایراد گرفت و از کل آزمایشم غلط گرفتو کلی روحیم تحلیل رفت و استرسم چند برابر شد ولی...اون شب تا صبح نشستم کلک غلطا رو کندمو خیلی جاهاشو ماسمالی و باعث شد مسلط تر شم... بهر حال ارشد پدرمو در اورد ولی بالا ه تمومش ...البته بیشتر حمایت مادر و پدر بود وگرنه صد در صد انصراف میدادم...???? محمد عزیزم هم 31شهریور دفاع داشت و علی رغم تمااام استرسی ک داشت فوق العاده دفاع کرد ... اش اذیتش و باعث شد نمرشو دوست نداشته باشه ولی بهرحال تمااام شد... و راحتتتت شدیممممم... خبر بعدی اینه که از حدود 20شهریور معرفی شدم ب عنوان جانشین فهیم و تا 6ماهه دیگه ک برگرده تک و تنهام اونجا...(مرخصی زایمان شد 6ماه:/ ) و خبر مهمتر اینکه بالا ه بعد از کلللی دوندگی مادرو بابای مهربونم و بعداز کللللی استرس و فشاری ک روشون بود ما خونه دار شدیم....اونم با پولی ک بابا و مادرم با بدبختی جور ...امشب کلللی گریه ...تاحدی ک داشتم کور میشدم...و معنای ایه "رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا" رو از وجودم احساس و از ته ته ته دلم آرزو هیچوقت سربارشون نباشم و خدای مهربون کمکم کنه که همیشه کمکشون باشم همیشه سربلندشون کنم...و زندگیشون پر از برکت و رحمت باشه...ارزو پول داشتم باشم بفرستمشون مکه ...و سرویس م رو دوباره بش برگردونم...ارزو خدای مهربون در ازای رحمی ک ب ما د کاری کنه ک بچه هاشون موفق و سربلند باشند و به خودم قول دادم توفیق کمک بهشون رو داشته باشم... الحمدالله رب العالمین... هذا من فضل ربی... خدایا دوستت دارم... فکر کنم تا چندین سال وقتی وارد خونه میشم برای این حمایت عظیم مامان و بابام با گریه وارد شم! الهی شکرت...